همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره نهاییشدن توافق میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، بخشی از جریانهای سیاسی و رسانهای نزدیک به جبهه پایداری و طیفهای موسوم به «دلواپس» مخالفتشان با روند مذاکرات را از سطح انتقادهای رسانهای فراتر بردند و با برگزاری تجمعهای خیابانی و راهاندازی کارزار در رسانههای اجتماعی، مخالفت علنیشان با توافق احتمالی را اعلام کردند.
این تحرکات از شامگاه شنبه ۲۳ خرداد شدت گرفت و با شعارهایی علیه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، همراه شد. هرچند شمار شرکتکنندگان در این تجمعات محدود بود، اما انعکاس گسترده تصاویر و ویدیوهای آن در رسانههای حکومتی و رسانههای اجتماعی، موجب شد این اعتراضها به یکی از محورهای اصلی فضای سیاسی ایران تبدیل شود.
در تهران، گروهی از مخالفان توافق مقابل ساختمان وزارت امور خارجه تجمع کردند و شعار «عراقچی حیا کن، مملکت را رها کن» و «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» سر دادند. آنان همچنین مذاکره با آمریکا را «خیانت» توصیف کردند و خواستار توقف مذاکرات، استیضاح مقامهای دولتی و حتی ازسرگیری جنگ شدند.
رسانههای نزدیک به جریانهای سیاسی حامی سعید جلیلی نیز با بازتاب گسترده این تجمعات، پس از سخنان عباس عراقچی در صداوسیما، شعارهایی نظیر «هیهات منا الذلة» و «صلح نمیکنیم با خصم پلید» را بازنشر کردند؛ شعارهایی که نشان میدهد شماری از مخالفان توافق، هرگونه مصالحه با ایالات متحده را مغایر با اصول ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران میدانند.
فراخوانهای سیاسی از قم تا تهران؛ شکاف در میان نیروهای اصولگرا
همزمان با تجمع تهران، مجمع نمایندگان استان قم نیز از حامیان خود خواست در تجمعی با عنوان «لبیک یا خامنهای» در میدان توحید قم شرکت کنند. در فراخوانی که مجتبی ذوالنوری، قاسم روانبخش و محمدمنان رئیسی منتشر کردهاند هدف این تجمع «مطالبه تحقق کامل خطوط قرمز و شروط رهبری در مذاکرات» عنوان شده بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بهرغم تبلیغات گسترده، گزارشها حاکی از آن است که این تجمع نیز با حضور شمار محدودی برگزار شد. برخی منابع غیررسمی نیز از بروز تنش میان بخشی از تجمعکنندگان و نیروهای انتظامی خبر دادند؛ البته نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به این موضوع واکنش رسمی نشان نداده است.
در تهران نیز فراخوان دیگری با محوریت برخی نمایندگان مجلس منتشر شد. اما حاشیه اصلی این فراخوان زمانی شکل گرفت که تعدادی از نمایندگانی که نامشان در فهرست دعوتکنندگان درج شده بود، اعلام کردند از این موضوع بیاطلاعاند.
عباس گودرزی و علیرضا سلیمی از جمله نمایندگانی بودند که در گفتگو با رسانهها اعلام کردند بدون هماهنگی و اطلاع آنان از نامشان استفاده شده است. این مسئله بار دیگر اختلافات درون اردوگاه اصولگرایان درباره نحوه مواجهه با مذاکرات را آشکار کرد.
در همین تجمع، حمید رسایی، نماینده مجلس، با لحنی تهدیدآمیز خطاب به دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران گفت: «اجتماعات خیابانی فقط با محو کردن اسرائیل از روی کره زمین تمام خواهد شد.»
امیرحسین ثابتی، دیگر نماینده مجلس و از منتقدان توافق احتمالی، نیز ضمن حمایت از شعارهای اعتراضی، خواستار استیضاح عباس عراقچی شد. او در واکنش به شعار «مرگ بر عراقچی» گفت وزیر امور خارجه را «خائن» نمیداند، اما معتقد است باید از سمت خود کنار گذاشته شود.
این موضعگیریها در حالی مطرح میشود که عباس عراقچی اخیرا در گفتگویی تلویزیونی تاکید کرده بود تمامی مراحل مذاکرات و متن تفاهمنامه احتمالی با مصوبه شورای عالی امنیت ملی پیش رفته است. از آنجا که مصوبات این شورا تنها پس از تایید رهبر جمهوری اسلامی ایران قابلیت اجرایی پیدا میکنند، اظهارات عراقچی به معنای موافقت رهبری با روند مذاکرات است.
ورود چهرههای نزدیک به دولت رئیسی؛ از هشدار درباره «کاپیتولاسیون» تا تهدید به استیضاح
در کنار نمایندگان مجلس، برخی چهرههای نزدیک به دولت پیشین نیز وارد میدان شدهاند. میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی، در یادداشتی که بازتاب گستردهای یافت، توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن را با «کاپیتولاسیون» مقایسه کرد و از مردم خواست در برابر آن «ساکت ننشینند». او در این یادداشت از ضرورت حضور خیابانی مخالفان سخن گفت و توافق احتمالی را «ذلتآور» توصیف کرد.
همزمان، محمود نبویان، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز با انتقاد از محتوای تفاهمنامه احتمالی مدعی شد جمهوری اسلامی ایران در این توافق از بسیاری از خطوط قرمز و مطالبات پیشین خود عقبنشینی کرده است. اظهارات نبویان بهدلیل جایگاه او در میان نیروهای تندرو و نزدیکیاش به جریان سعید جلیلی، بازتاب گستردهای در رسانههای محافظهکار داشت.
کامران غضنفری، نماینده مجلس، نیز با لحنی توهینآمیز عباس عراقچی را خطاب قرار داد و ضمن تهدید دولت به استیضاح، گفت: «آقای عراقچی غلط کردی دور دوم مذاکرات را تعیین کردی.»
در برخی شهرها از جمله مشهد و زنجان نیز تجمعهای پراکندهای برگزار شد. تصاویر منتشرشده از زنجان نشان میدهد برخی از شرکتکنندگان خواستار برخوردهای شدید با مذاکرهکنندگان شدهاند. همچنین گزارشهایی از درگیری لفظی و فیزیکی میان تجمعکنندگان و نیروهای انتظامی منتشر شده است؛ هرچند این گزارشها تاکنون به طور مستقل تایید نشدهاند.
از تردید درباره نقش رهبری تا کارزار «نمیپذیریم»؛ مهندسی مخالفت یا شکاف واقعی؟
یکی از مهمترین ابعاد تجمعات روزهای اخیر، طرح پرسشهایی درباره نقش و جایگاه رهبری جمهوری اسلامی ایران در روند مذاکرات بوده است، موضوعی که پیشتر عمدتا از سوی مخالفان حکومت مطرح میشد اما اکنون از سوی برخی نیروهای مدعی حمایت از ساختار نظام نیز بازتاب یافته است.
در شماری از پلاکاردها در تجمعات، به سکوت رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره مذاکرات اشاره شده بود. برخی از این شعارها با اشاره به پیامهای مناسبتی رهبر جمهوری اسلامی ایران، این پرسش را مطرح میکردند که چرا درباره مذاکرات با آمریکا موضعگیری علنی صورت نگرفته است.
این موضوع حتی در برخی پیامهای چهرههای نزدیک به جریان اصولگرا نیز دیده شد. پیامهایی که از نگاه تحلیلگران، به طور تلویحی شایعات مطرحشده درباره نحوه اداره امور کشور و نقش نهادهای مختلف در تصمیمگیریهای کلان را بازتاب میدهد.
در مقابل، محمدباقر میرباقری، که از او به عنوان یکی از چهرههای معنوی طیف مخالف توافق یاد میشود، از هواداران خود خواست از «پمپاژ اضطراب» در جامعه پرهیز کنند و تاکید کرد که رهبری بر تمامی امور نظارت دارد. تنها واکنش رسمی منتسب به مجتبی خامنهای نیز انتشار پیامی در رسانههای اجتماعی بود که در آن بر ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از تشدید اختلافات سیاسی تاکید شده بود. با این حال، این پیام نتوانست بهطور کامل از شدت انتقادها بکاهد.
همزمان با تجمعات خیابانی، کارزار رسانهای «نمیپذیریم» نیز در شبکه اجتماعی ایکس فعال شد. صدها حساب کاربری نزدیک به جریانهای تندرو اصولگرا با انتشار پیامهای مشابه، مخالفتشان با توافق احتمالی را اعلام کردند. استفاده از متنهای تقریبا یکسان و الگوهای مشابه در انتشار این مطالب، گمانهزنیها درباره سازماندهی هماهنگ این پویش را افزایش داده است.
در حالی که حامیان این کارزار آن را نشانه مخالفت بخشی از بدنه نیروهای انقلابی با توافق میدانند، برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند این تحرکات ممکن است بخشی از تلاش ساختار قدرت برای مدیریت افکار عمومی و کاهش هزینه سیاسی توافق احتمالی باشد؛ رویکردی که در آن مخالفتهای کنترلشده میتواند مسئولیت تصمیم نهایی را از دوش عالیترین سطوح حاکمیت بردارد و آن را نتیجه اختلاف دیدگاهها در داخل نظام معرفی کند.
در چنین شرایطی، با نزدیک شدن به زمان اعلام نتیجه مذاکرات، پرسش اصلی این است که آیا اعتراضهای اخیر نشانه بروز شکاف در میان نیروهای حامی جمهوری اسلامی ایران است یا سازوکاری برای مدیریت واکنشهای اجتماعی درمورد توافق احتمالی. پاسخ به این پرسش، احتمالا با روشنتر شدن سرنوشت مذاکرات تهران و واشنگتن مشخص خواهد شد.

